علم و دانش جدید-تخصصی |
معرفی گالیله

گالیله در سال 1564 در پیزا واقع در ایتالیا متولد شد. گالیله فیزیکدان و منجم بزرگ را پدر علوم تجربی می دانند. او با استفاده از ابزار کار و نیز روش مناسب توانست بعضی از قوانین طبیعت را با استفاده از آزمایش بدست آورد و باطل بودن نظریات ارسطو را در مورد سقوط اجسام به کمک آزمایش مشخص کند. گالیله در 19 سالگی به دانشگاه ((پیز)) راه یافت و علوم پزشکی را تحصیل کرد اما پس از مدتی به ریاضیات و فیزیک روی آورد. توجه به پدیده های طبیعت و یافتن ارتباطی میان پدیده ها از مشخصات ذهنی او بود. گفته می شود روزی که به کلیسا رفته بود متوجه نوسانات منظم چراغهای کلیسا شد. از این مشاهده اتفاقی به سوی آزمایش علمی درباره آونگ کشانده شد و قانون همزمانی نوسانات هم دامنه آونگ را به دست آورد.
گالیله در زمان استادی دانشگاه پیز( 1592-1589) درباره سقوط اجسام مطاله کرد و با آزمایش بر سطح شیبدار که خود مبتکر آن بود نتیجه گرفت که اگر فقط نیروی وزن بر اجسام اثر کند شتاب سقوط برای همه آنها یکسان است و به عبارت دیگر در جایی که هوا نیست همه اجسام با یک شتاب سقوط می کنند.
او علاوه بر سقوط آزاد حرکت پرتابه ها را نیز مورد بررسی قرار داد و نتبجه گرفت که مسیر پرتابه ها سهمی است. در سال 1592 به تدریس در دانشگاه پادوا پرداخت و مدت 18 سال در این سمت ماند.
در سال 1609 یک دوربین نجومی ساخت (این دوربین از یک عدسی محدب شیئی و یک عدسی مقعر چشمی تشکیل یافته بود) و با آن در 7 ژانویه 1610 قمرهای سیاره مشتری را کشف کرد. کشف این قمرها و مشاهده حرکت آنها و اظهار نظر درباره درستی نظر کپرنیک مربوط به حرکت زمین و سیارات به دور خورشید دشمنی کلیسا را به دنبال داشت. وی برای اثبات نظریات خود به رم رفت تا اعضای کلیسا با دیدن حرکت سیارات از داخل دوربین دست از دشمنی بردارند اما این عاشقان افکار خویش خود را مجاز به مشاهده با دوربین ندانسته و او را در سال 1633 به پای میز محاکمه کشانده و محکومش کردند و وی را وادار به امضای توبه نامه نمودند.
گالیله بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند. گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خود پا برجا ماند. او به طور پنهانی به آزمایشات خود ادامه داد و دو کتاب ارزشمند دیگر را به رشته تحریر در آورد که این کتاب ها در سال 1835 اجازه انتشار یافت.
هرچند گالیله در دادگاه اعتراف کرد که خورشید به دور زمین می گردد اما هرگز در باطن به این موضوع معتقد نبود. دادگاه گالیله را مدتی به حبس محکوم کرد ولی بعدها مجبور شد تا همواره در خانه اش در فلورانس ایتالیا بماند و در سال 1642 در همان خانه درگذشت. امروزه ما به گالیله به عنوان یک پژوهشگر سخت کوش که بشریت به او مدیون است احترام می گذاریم.

آلبرت انیشتین، در سال 1879 در شهر اولم آلمان زاده شد. انیشتین در یادگیری زبان کند بود و حتی تا نه سالگی کاملا روان حرف نمی زد بطوری که پدر و مادرش به وحشت افتادند که مبادا فرزندشان ناقص و غیر عادی باشد. به علاوه سخت از مدرسه متنفر بود و فقط در درس های ریاضیات و علوم خوب کار می کرد. در ایام کودکی نواختن ویولون را هم یادگرفت و در آن تبحر پیدا کرد. در 1895 برای ثبت نام در مدرسه پلی تکنیک فدرال سوئیس در زوریخ اقدام کرد اما در امتحان ورودی پذیرفته نشد، ولی در امتحان سال بعد موفق شد و به عضویت مدرسه پلی تکنیک درآمد و در سال 1900 از آن فارغ التحصیل شد. در 1901 به تابعیت سوئیس درآمد و نیز در همین سال نخستین مقاله علمی اش را به چاپ رساند. سال بعد شغلی در دفتر ثبت اختراعات سوئیس در شهر برن به دست آورد. در همین دوره با یکی ا ز همکلاسی های قبلی اش در مدرسه پلی تکنیک ازدواج کرد اما پس از مدتی از وی جدا شد و با دختر خاله خود ازدواج کرد. سال 1905 سالی سرنوشت ساز برای انیشتین بود: در حالی که هنوز کارمند دفتر ثبت اختراعات بود پنج مقاله در نشریه فیزیک (Annalen der physic) منتشر کرد که نوشته هایی متحول کننده از کار درآمدند
راوی راویندارا که نوشته اش درباره انیشتین یکی از منابع این گفتار است در این باره می نویسد: سه تا از این مقالات (که در زمره بزرگترین نوشته های تاریخ علم قرار دارند) به تعبیر رابرت اوپنهایمر "به غایت زیبا و درخشان" بودند. یکی از آنها نظریه نسبیت خاص انیشتین را بیان می کرد. یکی دیگر از این نوشته ها، مقاله مهمی درباره حرکت براونی (Brownian motion) و دیگری راجع به اثر فتوالکتریک بود. انیشتین در این اثر به طرح یک مفهوم اساسی در فیزیک کوانتم پرداخت یعنی مفهوم کوانتای انرژی نور که بعدا فوتون نام گرفت. در واقع انیشتین به خاطر کارش در زمینه اثر فتوالکتریک و نه نظریه نسبیت بود که جایزه نوبل فیزیک را در سال 1922 دریافت کرد.
در 1909 سمت استادی در دانشگاه زوریخ یافت. و در سال 1913 اولین مقاله اش درباره نظریه نسبیت عام را منتشر کرد. این کار در سال 1916 یعنی زمانی که انیشتین استاد آکادمی پروس و رئیس موسسه فیزیک در برلین موسوم به قیصر ویلهلم بود تکمیل شد. فیزیکدان بزرگ دیگری به نام جی.تامپسون کار انیشتین در زمینه نسبیت عام را با چنین عبارتی می ستود:" شاید بزرگترین دستاورد در تاریخ اندیشه بشر." انیشتین بلافاصله پس از انتشار آثارش درباره نظریه نسبیت عام شروع به استخراج نتایج و مستلزمات کیهان شناختی آن کرد، از جمله این اندیشه که کیهان بطور پویا و توسعه یابنده است. در اواخر دهه 1920 کانون عمده علایق در فیزیک، به مکانیک کوآنتم تغییر یافت، که در عمل بسیار موثر و سودمند از کار درآمد اما در قیاس با کارهای انیشتین فاقد دقت فلسفی و درخشش زیبایی شناختی بود. انیشتین هرگز نتوانست تفسیر احتمال گرایانه رخدادهای کیهانی که از سوی فیزیک کوآنتم مطرح شد بصورت کامل و نهایی بپذیرد.

انیشتین در اواخر عمر به آمریکا رفت و به کار مورد علاقه خود یعنی نوازندگی ویولون ادامه داد تا اینکه در آوریل سال 1955 بر اثر خونریزی داخلی که به علت پارگی رگ آئورت ایجاد شده بود در بیمارستانی در پرینستون درگذشت.
تالیفات او شامل 50 مقاله علمی و غیر علمی بود، وی در سال 1999 به "عنوان مرد برتر قرن" از طرف روزنامه تایمز انتخاب شد.
بخش دانش و فناوری
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|