تبليغاتX
آخرین دستاوردهاي علمي
 
علم و دانش جدید-تخصصی
 

باورهای غلط درباره مغز(1)

مغز یکی از پیچیده ‌ترین اندام ‌های بدن انسان است. این عضو کوچک، سخت ‌ترین وظایف را در بدن به عهده دارد که شامل کنترل سیستم‌های عصبی، راه رفتن، صحبت کردن، نفس کشیدن، فکر کردن و هزاران فعالیت دیگر می ‌شود. مغز آن قدر پیچیده است که هر کدام از قسمت‌های آن وظیفه انجام و کنترل کاری خاص را به عهده دارند و عدم فعالیت درست هر کدام از آن ها می‌ تواند اختلالات بسیاری را برای هر فردی رقم بزند.

با وجود صدها سال تلاش بشر برای شناخت مغز هنوز هم موارد بسیاری وجود دارند که مبهم باقی مانده و پاسخی برای آن ها به دست نیامده است. پیچیدگی بسیار زیاد مغز و رمز و رازی که در آن وجود دارد سبب شده است تا انسان‌ ها تصورات و شایعات زیادی را در مورد آن به راه بیندازند که بسیاری از این شایعات به مروز زمان به حقایقی تبدیل شده است که همگان آن را باور کرده‌اند. در ادامه چند شایعه رایج در مورد مغز انسان که درست نیستند و رواج پیدا کرده‌اند، را آورده ایم.

آیا رنگ مغز خاکستری است؟

مغز

تا به حال با خودتان فکر کرده‌اید که مغزتان چه رنگی است؟ ما رنگ های زیادی در بدنمان داریم که در خون، استخوان‌ها و مایعات جاری به چشم می‌ خورند.

ممکن است شما در مدرسه و کلاس های درس تان مغزهای پلاستیکی را دیده باشید که معمولا به رنگ سفید و یا صورتی کم رنگ و یا خاکستری کم رنگ هستند.

اما در واقع مغز انسانی که زنده است و فعالیت می ‌کند، به رنگ های خاکستری، سفید، سیاه و قرمز است.

آن چه تا به حال شنیده‌اید که مغز شما طوسی رنگ است، اصلا حقیقت ندارد. درست است که در مغز شما، همان طور که کارآگاه "پوآرو" به آن اشاره می ‌کرد، سلول‌های خاکستری وجود دارد اما این به آن معنا نیست که همه مغز خاکستری رنگ است. 

آیا گوش کردن به موتزارت شما را باهوش می‌ کند؟

حتما شما هم شنیده ‌اید که اگر به موسیقی کلاسیک گوش کنید مغزتان فعالیت بیشتری کرده و حتی ممکن است باهوش ‌تر شوید و تمرکز بیشتری پیدا کنید.

زنان باردار زیادی هستند که برای باهوش به دنیا آمدن فرزندان شان ساعت ‌ها به موسیقی کلاسیک گوش می‌ کنند و انتظار فواید زیادی از آن دارند. اما این تصور از کجا آغاز شد؟

سال 1950 یک پزشک گوش و حلق و بینی به نام آلبرت توماتیس ادعا کرد که گوش کردن به موسیقی موتزارت می‌ تواند به افرادی که دچار مشکلات شنوایی هستند کمک کند.

سال‌ها بعد و در دهه 1990 چندین دانشجو در دانشگاه کالیفرنیا حدود 10 دقیقه به موتزارت گوش کردند و سپس تست هوش دادند. آمار بالا رفتن جواب‌ های آن ها تا 8 درصد بود که سبب شد این فرضیه قوت بیشتری گرفته و به مدرکی تائید شده تبدیل شود.

اما خیلی زود یکی از استادان دانشگاه کالیفرنیا ادعا کرد گوش دادن به موسیقی موجب شده است که عکس العمل دانش آموزان بهتر و پاسخ‌های آن ها دقیق ‌تر شود و این کار هرگز نتوانسته است قابلیت هوشی آن ها را بالا ببرد.

موضوعی که وجود دارد آن است که قطعا گوش دادن به موسیقی کلاسیک مانند موتزارت هیچ آزار و صدمه‌ ای به شما نخواهد رساند، ولی هرگز باعث باهوش شدن شما هم نخواهد شد.

وقتی چیزی یاد می ‌گیرید مغزتان چین می ‌خورد؟

مغز

وقتی به این که مغزتان چه شکلی دارد می ‌اندیشید احتمالا به جسمی نسبتا کوچک فکر می ‌کنید که خاکستری رنگ است و سطح آن را چین و چروک‌ های بسیاری پوشانده است.

آن چه حقیقت دارد آن است که هر چه سن بالاتر می ‌رود تا به بلوغ نزدیک شود، مغز اندازه بزرگ تری پیدا می‌ کند. برای این که مغز در جمجمه جا بگیرد، به مرور زمان به طور خودکار در خود جمع می شود تا در کاسه ی سر جا بگیرد.

اگر تمامی چین و چروک‌ های مغز را باز کنیم مغز به اندازه یک روبالشی بزرگ خواهد شد و تنها این نکته قطعی است که شکل مغز هر فردی با فرد دیگر تفاوت ‌هایی خواهد داشت.

با وجود این اطلاعات مطمئن باشید که با هوش بالاتر، چین و چروک های مغز شما بیشتر نمی‌ شود و از همان زمان ابتدای تولد این چروک‌ ها وجود داشته و باقی خواهد ماند.

آیا مغز انسان بزرگ ترین مغز است؟

حیوانات زیادی وجود دارند که کارهایی شبیه اعمال انسان‌ انجام می ‌دهند که رفتارهایی همچون پیدا کردن راه حلی برای مشکلات، هوشیاری و نشان دادن احساسات به یکدیگر از جمله آن هاست. در حالی که هنوز ارائه دادن مدارک برای اثبات آن که انسان‌ باهوش ‌ترین حیوانات است، ادامه دارد، اما آنچه بدیهی است آن است که انسان باهوش ‌ترین مخلوقات است.

از آن جایی که معمولا بسیاری از افراد تصور می ‌کنند که باهوش بیشتر به معنای مغز بزرگ تر است ،ممکن است تصور شود که مغز انسان‌ اندازه بزرگ تری نسبت به سایر مخلوقات دارد. اما این درست نیست.

یک مغز معمولی به طور میانگین 1 کیلو و 361 گرم وزن دارد.

دلفین که باهوش ‌ترین حیوانات است، مغزی به وزن 5/1 کیلو دارد، اما وال نوزاد که میزان هوش او از دلفین بسیار کمتر است، مغزی به وزن 7 کیلو و 800 گرم دارد. سگ ها و اورانگوتان‌ها که حیوانات نسبتا باهوشی هستند نیز مغزهای کوچکی دارند که نشان می دهد اندازه مغز با میزان هوش ارتباطی ندارد.

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 19:8  توسط امین  | 

نام سيستم عامل جديد مايكروسافت مشخص شد سرويس: جامعه اطلاعاتي -فناوري اطلاعات


با استناد به اطلاعاتي كه براي مدت كوتاهي در وب‌سايت كنفرانس طراحان حرفه‌يي مايكروسافت قرار گرفت به نظر مي‌رسد اين شركت

نرم‌افزاري نام كد Strata را براي سيستم عامل ابري خود انتخاب كرده است.


به گزارش سرويس فن‌آوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، البته وب‌سايت مايكروسافت اكنون تغيير كرده و ديگر اطلاعاتي مربوط به اين سيستم عامل ندارد اما يك وبلاگ‌نويس موفق شد قبل از برداشته شدن اين اطلاعات آن‌ها را به‌دست آورده و به نمايش بگذارد.


در اين مرحله مشخص نيست ويندوز استراتا يك نام كد داخلي است يا نامي كه مايكروسافت براي پلت‌فرم ابري خود برگزيده است؛ استيو بالمر، مدير اجرايي مايكروسافت پيش از اين خاطر نشان كرده بود كه اين شركت به سيستم عامل مبتني بر ابري نياز دارد تا بتواند در عرصه رقابت با آمازون و گوگل عقب نماند؛ اين دو شركت اينترنتي در حال حاضر سرويس‌هاي نرم‌افزاري ابري در مقياس بزرگ ارايه مي‌كنند.


رايانش ابري اصطلاحي است براي تعريف وضعيتي كه در آن برنامه‌ها برروي سرورهاي وب قرار گرفته و به جاي نصب بودن در رايانه از طريق اتصال به اينترنت قابل دسترس هستند؛ اين امر به مدل تجاري جديد برنامه‌هاي مبتني بر اشتراك منتهي شده كه به نرم‌افزار به عنوان سرويس معروف هستند اما مايكروسافت آن را نرم‌افزار به علاوه‌ي سرويس ناميده است.
 
 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 19:3  توسط امین  | 

رقابت نيروي هسته اي

مقدمه

انفجار حاصل از اولين بمب هسته اي در سايت آزمايشي نيو مکزيکو يک پيروزي براي دانشمندان آمريکايي بود.در حدود سه سال اين دانشمندان که با پروژه منهتن(Manhattan)  در گير بودند. بدون وقفه در جهت ساخت بمب هسته اي کار کرده بودند.و از روي نشانه هايي چون فلشهاي نوري خيره کننده، فوران شديد گرما و صداهايي طنين افکن و گوش خراش متوجه پيروزي خود شدند همچنين تصميم استفاده از بمب در شهر هاي ژاپن، همچون هيرو شيما و ناکازاکي، بسياري را شگفت زده نمود. جيمز فرانک،مسئول جايزه نوبل در کميته  فرانک گزارشي را آماده کرده بود مبني بر اينکه قدرت بمب  هسته اي بايد براي ژاپني ها آشکار شود قبل از استفاده آن در اهداف نظامي بيشتر دانشمندان تبادل اطلاعات اتمي به صورت آزاد و رايگان را به عنوان بهترين راه يافتند.

اين دوره را مي توان به عنوان نوعي تنش در نظر داشت که در آن شاهد جرقه خوردن((رقابت نيرو هاي هسته اي ))، عصري عنان گسيخته که در آن ملتهاي متعددي  تعداد بيشماري از تکنولوژي هسته اي را آزمايش کردند و هزاران کلاهک هسته اي را به خاطر مقابله با يکديگر، ذخيره نمودند. مانند رقابت هاي فضايي که هر کس تکنولوژِي بيشتري دارد،از قدرت بيشتري برخوردار است. اما اين بازي خيلي خطرناکتري است. استعداد يک جنگ هسته اي تمام عيار ميان ملتها، هميشه آشکار بوده است و سده بيستم با اعمال سياستهاي بين المللي آشفته و بي ثبات،به هم ريخته شد.

نمايش قدرت نظامي

کنترل بين المللي اتمي

بعد از واقعه هيرو شيما و ناکازاکي،سازمان ملل،کميسيون انرژِي اتمي (AEC) را در جهت آرام کردن و يا به نوعي خلع سلاح کردن همه سلاح هاي اتمي و همچنين پايه گذاري کنترل بين المللي بر روي اطلاعات اتمي،تأسيس کرد. يک طرح ابتدايي از ايالات متحده که به صورت غيررسمي " Acheson-Lilienthal Report" ناميده مي شد،مبني بر اين بود که  يک امتياز، توسعه اتمي بين المللي که به صورت انحصاري بر روي سلاح ها و اطلاعات کنترل داشته باشد. تجديد نظر بعدي در مورد گزارش به نام" Baruch Plan "تقريباً يکسان بود بجز اينکه شامل مجازاتهاي سخت براي ملتهايي که قانون اين طرح را نقض کنند. اتحاد جماهير شوروي،طرح را به صورت کامل رد کرد با اين استدلال که ايلات متحده خيلي در توسعه سلاح ها جلو است و بايد صبر کند؛ آمريکايي ها نيز، به خاطر روسها، طرح را به نفع خود تغيير دادند و روسها نيز در عوض خلع سلاح کامل اتمي را پيشنهاد کردند و همه اميد ها در جهت توافق از بين رفت.

کمي بعد از بي نتيجه ماندن تلاشها در جهت کنترل هسته اي، ايالات متحده مجدداً به آزمايش بمب هاي هسته اي پرداخت. در ماه جولاي ارتش آمريکا،جمع زيادي از اعضاي مطبوعات، اعضاي کنگره و افسران نظام را  به منظور نشان دادن تأثيري که بمب هاي هسته اي بر روي گرو ههاي عظيم کشتي هاي ناوگان جنگي داشته است، دعوت کرد. اين آزمايش تحت نام"Operation Crossroads"به صورت فعاليت هاي هوايي و زير دريايي در جزيره  مرجاني در جزاير مارشال واقع در اقيانوس آرام بود. اولين آزمايش در اول جولاي، تحت نام "Shot ABLE" به خوبي اجرا شد؛ اما ناکامي در نشانه گيري يک هدف کمي از عظمت آن کاست. دومين آزمايش در 25 جولاي انجام گرفت که" Shot BAKER" نام داشت و تاثير آن بيش از حدي بود که از آن انتظار ميرفت. اين انفجار 74 کشتي خالي را از بين برد و هزاران تن آب به هوا رفت و بدتر از آن، انواع خطرناکي از اشعه ها که در آن منطقه منتشر شد که باعث لغو شدن آزمايش سوم گرديد.

روسها نيز در اين حين به پروژه بمبي ايلات متحده در دراز مدت پي برده بودند. در آگوست 1949،روسيه بمب اتمي خود را که آمريکاييان آنرا "Joe 1" ناميدند،در حضور رهبر روسها در قزاقستان منفجر کرد.

shot baker

دهه 1950 و بمب هيدروژني

روسيه با آزمايش موفقيت آميز خود باعث ادامه يافتن اين رقابت ها شد. کمي بيشتر از يک ماه پس از آزمايش "Joe 1" ايالات متحده شروع به توسعه توليدات خود در زمينه اورانيم و پلوتونيم نمود. با شروع سال 1950رئيس جمهور آمريکا اعلام کرد که ايالات متحده تحقيقات و توسعه را بر روي همه انواع سلاح هاي اتمي ادامه خواهد داد. موضوع همه انواع از اهميت خاصي برخوردار بود. در ابتدا دانشمندان پروژه منهتن را بررسي کردند و متوجه دو طرح ممکن براي بمب اتمي شدند. سرانجام آنها به ساخت نوعي بمب هسته اي نزديک شدند که در آن نوترون ها به سمت هسته هاي اتم اورانيم يا پلوتونيم شليک مي شوند و يک واکنش زنجيره اي فشرده را به نمايش مي گذارند. اين نوع بمب در هيروشيما، ناکازاکي و جزيره مرجاني بيکيني،مورد استفاده قرار گرفت. فيزيکداني به نام "ادوارد تلر"(Edward Teller) پيشنهاد يک بمب هسته اي حرارتي يا بمب هيدروژني را داد. يک بمب هيروژني به وسيله ترکيب دوتريم و تريتيم،دو ايزوتوپ سبک هيدروژن،عمل مي کند. انفجار حاصل از نظر تئوري به مراتب بيشتر از نمونه هسته اي و تقريباً بدون مرز و محدوده بود. زمان به اتمام کار بمب هيدروژني اجازه نداد. اما "تلر" مصرانه اين شيوه را به منظور يافتن راهي براي جلو افتادن از روسيه، دنبال کرد. در اول نوامبر سال 1952 ايالات متحده اولين بمب هيدروژني جهان را با نام مستعار "Mike"  ،در جزاير مرجاني"Enewetak Atoll" از جزاير مارشال منفجر کرد. انفجار حاصل از اين بمب، تقريباً برابري ميکرد با ده ميليون تن تي ان تي و يا 700 برابر عظيم تر از بمب هسته اي بود که بر روي هيروشيما انداخته شد. ابر حاصل از اين انفجار 25مايل ارتفاع و 100 مايل پهنا داشت و جزيره اي که بر روي آن اين انفجار صورت گرفت،کاملاً از بين رفت و چيزي از آن باقي نماند  بجز يک حفره بزرگ.

enewetak atoll جزيره

در اواخر سال 1955 اتحاد جماهير شوروي طرح بمب هسته اي خود را آزمايش نمود.

يکي ديگر از وقايع مربوط به دهه 1950 توسعه اي ديگر از اتحاد جماهير شوروي بود تحت عنوان پرتاب ماهواره"Sputnik 1" 

در اکتبر 1957.اين ماهواره، اولين شيئي بود که توسط موشک قاره پيما به فضا فرستاده شد. و اين دستيابي ترس و وحشت زيادي را براي ايالات متحده به ارمغان آورد. اگر روسيه توانست ماهواره به فضا بفرستد پس مي توانست چنين اقدامي را براي کلاهک هسته اي نيز انجام دهد.

 

بحران موشک کوبايي

نيمه اول دهه 1960را مي توان به عنوان زماني که بزرگترين رقابت نيرو هاي هسته اي در آن صورت گرفت، ذکر نمود. بين سالهاي 1960 و1964 هر دو کشور فرانسه و چين، با آزمايش طرح هاي خود به گروه سلاح هاي هسته اي پيوستند. اتحاد جماهير شوروي نيز قويترين بمبي را که تا آن زمان منفجر شده بود را آزمايش کرد.

اطلاعات روز افزون در مورد اين گونه تنشها و بحرانها در ميان کشور ها،مخصوصاً روسيه و ايالات متحده،تنها بازار جنگ و تبليغات را گرم مي نمود. يکي از اولين خوف و يا هراس اصلي از اين رقابت، در آپريل 1961 در کوبا با شکست در تهاجم در خليج پيگس شروع شد. رئيس جمهور جديد با طرحي مبني بر برانداختن دولت کوبا و جايگزيني آن با يک سياست دوستانه و بدون شرايط کمونيستي، موافقت کرده بود. گروهي از تبعيديان کوبايي را به منظور هجوم به اين کشور ترغيب نمود. اما اين يورش هنگامي که هواپيماهاي بمب افکن، اهداف خود را گم کردند و متجاوزان کشته و يا اسير شدند، سريعاً خاتمه يافت. درچهاردهم اکتبر سال بعد يک هواپيماي بمب افکن يوتو که در حال پرواز بر روي کوبا بود سايت در حال ساخت موشک هسته اي شوروي را رويت کرد و آن به عنوان آغاز بحران موشکي کوبا شناخته شد. اين موشکها به سمت ايالات متحده نشانه گرفته شده بود و يک کلاهک هسته اي مي توانست به آساني و در مدت کوتاهي آمريکا را مورد هدف قرار دهد. از 16 تا 29 اکتبر، جهان شاهد مذاکره هاي خشمانه اي مبني بر نقل مکان و يا برداشتن اين موشک ها بود. در اين زمان هر دو کشور تشخيص دادند که اگر کشوري حمله هسته اي در پيش مي گرفت، موقعيت هاي مناسبي براي کشور مقابل فراهم مي شد که با نوعي ضد حمله به آن پاسخ گويد که تنها نابودي دو ملت را در پيش داشت. اين موضوع به عنوان ((تخريب اطمينان طرفين))،”MAD” شناخته شد.

در جولاي 1968 عهد نامه اي مبني بر عدم تکثير سلاح هاي اتمي در واشنگتن، مسکو و لندن به امضا رسيد که هدف آن ممانعت کشورهاي فاقد سلاح هاي اتمي به دستيابي به اين گونه سلاح ها بود. اولين مذاکرات محدوديت هاي نظامي سوق الجيشي  ميان آمريکا و روسيه در 1969 شروع شد. و جهان کماکان به سمت نوعي آرامش هسته اي،سکوت بحرانها و همچنين تلاش براي شناخت و آگاهي هر چه بيشتر جلو مي رفت.    

mirvs

تشنج زدايي هسته اي

نشستهاي مربوط به مذاکرات و محدوديت هاي سوق الجيشي(SALT1) در اوايل دهه 70 ميلادي ادامه يافت و تا قبل از مي 1972 دو طرف يک سري عهد نامه هايي را شامل عهد نامه موشک ضد بالستيک(ABM) امضا کردند. محدوديتهاي موشک ضد بالستيک يک بند مهم در اين عهد نامه به شمار مي رفت. اگرچه آنها نوعي سيستم هاي دفاعي بودند،اما در اختيار داشتن تعداد زيادي از اين موشکها در واقع ترغيب کننده تجاوز يا يورش بود.

يکي از پيشرفت هاي آمريکا در تکنولوژي سلاح هاي اتمي در طول اين دوره MIRVS بود؛ موشکهاي انفرادي که مي توانستند چندين شهر را با کلاهک هاي هسته اي گوناگون هدف بگيرند.MIRVS مي توانست به آساني به محدوده سيستم دفاعي که تنها شامل دو سايت موشک ضد بالستيک بود ،فائق آيد. عهد نامه ABM هرگز اين ابتکار را مورد خطاب قرار نداد و در طي دهه 70 آمريکا و ايالات متحده بيش از دوازده هزار  سلاح هسته اي را به انبارهاي خود افزودند. در اواخر دهه 70 ميلادي تنش هاي ميان آمريکا و روسيه يک بار ديگر بالا گرفت. سري دوم مذاکرات در سال 1979 با امضاي موافقت نامه SALT 2 که MIRVS را به رسميت مي شناخت و همچنين محدوديت هايي را که شامل حد اکثر سلاح اتمي که يک کشور مي تواند داشته باشد و  يا محدوده اي که تکنولوژي يک کشور بتواند به آن سمت حرکت کند را مشخص مي نمود.

پايان يافتن اين دهه نيز همچنان با يک خوف و يک وحشت همراه  بود اما با گذشت زمان ثبات نسبي برقرار شد.

منبع:WWW.howstuffworks.com

  نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 12:48  توسط امین  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM